حتي از آن چشمگيرتر بود.1 بهاسكره،2 كه در نيمهٴ سدهٴ دوازدهم برآمد، نه تنها به توصيف موضوعاتي (از قبيل مفهوم تقسيم به صفر)، پرداخت، كه قبلاً كمتر مطرح شده بود، بلكه در زمينهٴ جبر معلومات جامعتري داشت. بدبختانه، هنگامي كه رستاخيز اروپا در آستانهٴ عصر تازهاي قرار داشت، رستاخيز هندي به غروب شكوهمندي رسيده بود. بهاسكره تقريباً تا زمان ما آخرين رياضيدان بزرگ ملت خويش بهشمارميرود؛ برخلاف او، فيبوناچي پيشاهنگ سپاه پرشكوه و بيپايان رياضيدانان باختري است.
حتي خارقالعادهتر از كاميابيهاي بهاسكره، موفقيتهاي رياضيدانان چيني در سدههاي سيزدهم و چهاردهم بود، از قبيل چئين چيو - شائو،3 لييه،4 يانگهوئي،5 چو شيه - چيه.6 آنان جبري خاص خويش را تكامل بخشيدند، جبري كه مآخذ آن هنوز درك نشده است. اين به چئينچيو - شائو امكان داد تا معادلههاي عددي را از هر درجهاي كه باشد، حل كند. لييه در مورد تعدادي از مسائل هندسي با همين روش عمل كرد. يانگهوئي به حساب و جبر توجه بيشتري داشت. با اين كه بهترين تأليف چوشيه - چيه مربوط به سدهٴ چهاردهم است -- بهخاطر مقدمهٴ رياضياش (بيشتر مربوط به جبر) كه در 1299 پديد آمد -- بايد به وي اشاره ميشد. او مهمترين عامل انتقال رستاخيز رياضي چين به ژاپن بود. معلومات ما راجع به رياضيات چيني آنچنان ناقص است كه نميتوانيم منشأ و تكامل آن را شرح دهيم. حتي به هيچروي، نميدانيم كه هر يك از رياضيدانان چيني تا چه حد از ديگران متأثر بودهاند، و هنوز نميتوانيم تاريخ اوليهٴ روش اصل آسماني7 را پيگيري كنيم. امكان دارد كه جبر چيني از سرمشقهاي عربي و سانسكريتي متأثر شده باشد، ولي نميدانيم تا چه حد، و نه ميتوانيم انتقال يك چنين نفوذي را مورد توجه قرار دهيم. از سوي ديگر، در حالي كه رياضيات هندي به بنبست ميرسيد، مساعي چين در ژاپن دنبال ميشد: اين در واقع آغاز سنت تازهاي بود، اساساً مستقل از سنت غربي. رياضيات چيني را تا حدي ميتوان از يك شرح كلي راجعبه تاريخ رياضيات حذف كرد، ولي اين رياضيات از ديدگاه ديگري جالب توجه است -- از ديدگاه منطقدان و فيلسوف -- چون به ما امكان ميدهد دو تكامل مستقل از هم را مقايسه كنيم، يعني دو روش مستقل راجع به بررسي يك موضوع را.
6. هندسه. جز دو استثناي درخشان كه در زير خاطرنشان ميشود، بهترين كارها در زمينهٴ هندسه به وسيلهٴ شرقيان، يعني مسلمانان، يهوديان و هنديان صورت گرفت.